محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

46

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و اعدل اسنان ، « سنّ شباب » است ؛ به اعتبار آن كه كيفيات اربعه در آن به حدّ اعتدال‌اند ؛ به مانند « سن حداثت » كه رطوبت بر آن غالب است بر حرارت . [ و ] هر چند كه در حرارت مساوى با شُبّان گفته‌اند و ليكن حرارت آن بالقوّة و كامن و منغمر تحت رطوبت است . و مراد از اين حرارت و رطوبت ، غريزيه اصليه است كه فاعل و مادّهء نشو و نمايند كه آن حرارت در آن رطوبت تأثير نموده [ و ] بدن را نشو و نما مىفرمايد و به تدريج افعال و آثار آن حرارت ظاهر مىگردد ؛ كه هر چند رطوبت كم تر مىگردد و نشو و نما زياده حاصل مىشود ظاهرتر مىگردد و از قوّه به فعل و از كمون به بروز مىآيد تا انتهاى « سنّ نموّ » . و كهول و مشايخ از آن‌ها در حرارت ، كم تر و در يبوست ، زياده‌اند . بدان كه مراتب اسنان را - كلّيتاً - براى تفهيم و تعليم و تعلّم ، در « معظم معموره » چهار مرتبه قرار داده‌اند : سنّ « حَداثت » و « شَباب » و « كُهُولت » و « شَيخُوخَت » ؛ زيرا كه چنان چه ذكر يافت ، مادّهء نشو و نما - كه زيادتى در « اقطار ثلاثه » بر تناسب طبيعى و تمديد اعضاء باشد - رطوبت اصليه است و فاعل آن ، حرارت غريزيه ؛ پس آن از چهار صورت بيرون نيست : يا رطوبت غلبه بر آن حرارت دارد . و يا آن است كه غلبه ندارد ، بلكه هر دو حدّ توسّط و تعادل دارند . [ و ] يا آن است كه هر دو رو به نقصان دارند . و يا آن است كه با آن حرارت زياده در تناقص است . اوّل ، كه رطوبت غلبه بر حرارت دارد كه باعث زيادتى نشو و نما است ؛ آن زمان را « سنّ حداثت و نموّ » نامند . و آن از ابتداء تولّد تا بيست و هشت سال [ و ] نهايت ، سى سال است . و اين را بر پنج قسمت نموده‌اند و هر يك را به نامى خوانند ، و در هر يك بدن را نشو و نمايى و تقويتى و نهوض و صلابتى در اعضاء به هم مىرسد و به تدريج زياده مىگردد تا سنّ وقوف : اوّل از آن پنج را « سنّ طفوليت » نامند و آن ، از هنگام تولّد تا هفت سال است . و درين مدّت اعضاء را اندك تقويتى و صلابتى حاصل مىگردد و ارواح و قوا را نُهوض « 1 » براى

--> ( 1 ) . ب : نهوضى .